سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني وآخرين

24

ضياء الخافقين

من در روزنامه خبر پذيرائى از جمال الدين را در ناشينال ليبرال كلوب لندن خواندم مشاراليه در آنجا خطابه‌اى راجع به « بحران كنونى در إيران » ايراد نموده است ولى سيد در آن نطق عقل خود را به كار برده واز ذكر مطالبى كه به انگلستان وسياست خارجي آن بر مىخورد احتراز نموده است در صورتي كه در نامه‌اى كه به حاجى ميرزا حسن شيرازي نوشته است شديداً به سياست انگلستان حمله نموده است . البتة به طور يقين شيخ جمال الدين ونامه وى معروف حضور آن عالي جناب مىباشد . موقعى كه من افتخار نمايندگى رسمي دولت انگلستان در قاهره را در سالهاى 1878 و 1879 داشتم راجع به أو شرحي عرض وخاطر مبارك را مستحضر داشتم كه احتمال داده مىشود جمال الدين از روسها پولى دريافت مىدارد ومأمور است فعاليت هائى بر عليه انگلستان بنمايند وآقاى كندى در نامه شمار 11 و 20 ماه ژانويه 1891 خود گزارش كارهاى أو را به آن عالي جناب تقديم نموده وبه طور تفصيل جريان تبعيد وى را حضورتان عرض كرده است . « با تقديم احترامات - فرانك لاسل » [ 1 ] خشم شاه از نامه سيدنامه‌اى را كه سيد براي ميرزاى شيرازي نوشته وشخص ناصر الدين شاه را مورد حمله قرار داده بود وترجمهء آن به وسيلهء اعتماد السلطنة به شاه رسيد ، ولى شاه از آن نامه چندان ناراحت نشد ولى نامهء سيد به علماى إيران ، أو را به شدت خشمگين ساخت . وقتي شاه اين نامه را ديد به عنوان گله ، دولت انگليس را مقصر قلمداد كرده ، وبه طور كتبي وشفاهى توسط سفير خود در لندن وسفير انگليس در تهران مىخواهد كه جلوى فعاليتهاى سيد گرفته شده وبه مجازات برسد ودو نامه در همين رابطه براي امين السلطان مىفرستد كه ترجمهء آن دو نامه

--> [ 1 ] . همان مدرك